ترانه خانه

خاطره بازی می کنم...

تکیه گاه - ستار
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٥  

تکیه گاه

 

ترانه سرا: هومن ذکایی

آهنگ ساز: تورج شعبانخانی

خواننده: ستار (آلبوم شام ِ آخر)

 

ای همه آرامشم از تو، پریشانت نبینم
چون شب ِ خاکستری، سر در گریبانت نبینم
ای تو در چشمان ِ من یک پنجره لبخند شادی
همچو ابر سوگوار، این گونه گریانت نبینم
ای پر از شوق رهایی رفته تا اوج ستاره
در میان کوچه ها، افتان و خیزانت نبینم

مرغک عاشق ! کجا شد شور آواز قشنگت؟
در قفس چون قلب ِ خود هر لحظه نالانت نبینم

تکیه کن بر شانه ام ای شاخه ی ِ نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم


قصه ی ِ دلتنگیت را خوب من بگذار و بگذر
گریه ی ِ دریاچه ها را تا به دامانت نبینم
کاشکی قسمت کنی غم های ِ خود را با دل من
تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم

تکیه کن بر شانه ام ای شاخه ی ِ نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

 

* یادت هست؟ گفتم این ترانه یعنی من ... هروقت شنیدی اش یادت بیاید کسی، جایی، تمام دار و ندارش تویی، گفتم می خواهم تکیه گاهت باشم، می خواهم دل تنگی هایت را مرهمی باشم که عشق رهایی است... نمی دانم چندبار این ترانه را شنیدی... شاید همان روز یادت رفت... شاید هیچ وقت با شنیدنش یاد ِ من نیفتادی اما، این ترانه برایم شد تو، خود ِ تو و آن روز غروب ِ تهران، رو به روی ِ ترمینال ِ تهران پارس، آن روز که از جاجرود برگشته بودیم و تو انگار دوستم داشتی، تو انگار دلت نمی آمد آن روز تمام شود، انگار هنوز دلت برایم تنگ می شد، انگار ...

یادت هست؟ از همین پاییز ِ پشت سر می گویم...

لینک دانلود تصویری

لینک دانلود صوتی